خرید بک لینک

نویسنده: مارگارت اتوود

ترجمه از سهیل سمی

نظری بر رمان سرگذشت ندیمه مارگارت اتوود

سال چاپ کتاب اصلی 1985 میلادی

ناشر ترجمه فارسی: انتشارات ققنوس چاپ اول 1382

کتاب سرگذشت ندیمه برای ما ایرانی ها عمق تراژدی آن، بیشتر حس می شود. البته با توجه به موضوع داستان، من با اصطلاح ندیمه موافق نیستم و اگر ممیزی ارشاد در ایران اذیت نکند، من واژه کنیز را به جای ندیمه پیشنهاد می کنم. این رمان شامل 46 قسمت و یک بخش ملاحظات تاریخی در آخر آن و مجموعا حدود 430 صفحه در ترجمه فارسی است. کل رمان به جز بخش آخر تحت عنوان ملاحظات تاریخی از زبان اول شخص، زنی سی و سه ساله به نام مجازی “افرد” است. ما تا اخر رمان نام واقعی راوی اول شخص رمان را نمی فهمیم. داستان تخیلی است و مربوط به دورانی می شود که کودتایی در سرزمین جلید صورت می گیرد و در طی آن، قدرتهای زن ستیز و مذهبی، سیطره خود را بر کشور دیکته می کنند. در این کودتا، زنان بیکار و خانه نشین می شوند و محدودیت های زیادی بر آنان اعمال می گردد. من جمله اینکه موقع بیرون رفتن باید حتما روبنده داشته باشند و حرکات و روابط آنان با سایرین به شدت کنترل شده و کوچکترین بی مبالاتی، جرم تلقی و مجرم تنبیه می شود. داستان در شهر بانگور می گذرد. هرازگاهی در این شهر، روی دیوار شهر، مجرمان را دار می زنند تا سبب عبرت دیگران شود. راوی داستان در خانه یک فرمانده و همسرش سرنا جوی زندگی می کند. وی در سابق همسر دوم مردی به نام لوک بوده و از وی دختری دارد، منتهی به هنگام فرار در نهایت به دام می افتند و وی از سرنوشت شوهر و دخترش هیچ اطلاعی ندارد. در آن زمان به سبب جنگها و آلودگی های محیط زیستی و شیمیایی و رادیواکتیو (آنطور که در بخش ملاحظات تاریخی آخر کتاب اشاره شده است) نازایی امری معمول بوده است و لذا حکومت با توجه به ممنوعیت بارداری از طریق تلقیح و ژنتیک، زنان جوان و قابل بارداری را در خانه فرماندهان می فرستد. این زنان ندیمه نام دارند. راوی نیز یکی از ندیمه هاست. این ندیمه ها از نظر پزشکی کنترل می شوند و بعضی خریدها را انجام می دهد. افرد زن داستان بنا به دستورالعمل با زن دیگری به نام "اوفگلن" به دستورات و خریدهای شهر می پردازد. درون خانه هم خدمتکارانی هستند که وظایف کارهای خانه و رسیدگی به ندیمه را به عهده دارند. در شهر عمه ها مسئولین هدایت و تربیت و تنبیه مذهبی ندیمه ها را بر عهده دارند. راوی بنا به دستور جلوی همسر فرمانده، با فرمانده روابط جنسی بدون معاشقه صرفا جهت بارداری برقرار می کند ولی فرمانده به این دستورالعمل مقید نیست و می کوشد تا با ارتباط خلاف قانون و بدور از چشم همسرش، با "افرد" برقرار نماید. حتی در یک شب افرد را به درون باشگاه فرماندهان می برد که در آن، فرماندهان برای خود زنان متهم را گرد آورده و رابطه جنسی با آنها برقرار می نمایند. در همین اثنا افرد دوست گمشده دوران دانشگاهیش-موهیرا- که به جرم حمله به یک عمه(یا رهبر روحانی) دستگیر شده بود، می یابد و پی می برد که وی جزو این زنان بدکاره شده است و در همان باشگاه در اتاقی خاص ناچار با فرمانده خودش رابطه جنسی برقرار می کند. همسر فرمانده که از امکان باردار شدن ندیمه پریشان شده بود، تصمیم می گیرد افرد را با تطمیع نمایش عکس دختر گمشده اش، به روابط جنسی با نیک راننده شخصی اشان ترغیب کند. همین امر سبب رابطه دوم افرد با نیک می شود و این روابط به طور مخفیانه بدور از چشم بقیه در خانه نیک ادامه پیدا می کند. داستان به جایی می رسد که در نهایت زن فرمانده از روی علایم می فهمد که افرد با همسرش روابط عاشقانه(نه جنسی دستورالعملی) دارد و او را مورد عتاب قرار می دهد ولیکن همان شب، کامیون سیاه حضور می یابد و دو مرد به بهانه افشای اسناد دولتی "افرد" را با خود می برند ولی معلوم می شود این افراد در واقع دوستان نیک و اوگلن(که به خاطر پاکسازی خودکشی کرد) نفوذی ها سیستم مقاومت ضد دولتی هستند. آنطور که در بخش ملاحظات تاریخی آورده شده است، شرح ماجرا از طریق راوی در نوارهای کاست دریافت شده و بازخوانی گردیده است ولی درباره سرنوشت و جایگاه افرد بعد از فرار اطلاعی وجود ندارد.

نکات داستان:

1-من ترجمه آقای سهیل سمی را دوست نداشتم و واقعا بعضی از جملات خوب برای من حلاجی نمی شد که باعث خوانش چندباره آن گردید.

2-مغز داستان شباهتی خاص با رمان 1984 جرج ارول دارد، منتهی جرج ارول رمانش را برای نقد کمونیسم نوشته ولی داستان مارگارت اتوود درباره سختگیری ها و حکومت فراگیر و ضدزن مذهبی نگاشته است. حکومتی که خود از درون فساد دارد.

3-رمان برخلاف ادعای طنز بودن بعضی منتقدان، اصلا برای خواننده ایرانی این حس وجود ندارد و رمان ذاتا تراژدیک است. راوی زنی احساسی و عافیت طلب است که بدست بحرانها و درخواستها، می چرخد و تن خود را به اجبار می فروشد.

4-تقسیم بندی طبقات زنان بیشتر در زمینه ها عمه ها و ندیمه ها و زنان فرمانده، اهمیت دارند و نقشهای دیگر مثل مراقبین و .... زیاد در بطن داستان نقش ندارند.

برچسب: نویسنده: یاسین شریفی تاريخ: دوشنبه 12 مرداد 1405 ساعت: 18:54

صفحه بندی